محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)
725
دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)
اشخاص و حالات ، طبق گفتهء غزّالى ، به وجود مىآيد . « 1 » و كمتر از آن تأكيد نشده است كه ازدواج نكردن شخصى كه از اجتماع به اين گمان فاصله مىگيرد كه بدان وسيله برخى از مشكلات اخلاقى را حل كند ، در واقع كارى نمىكند ، جز اينكه از اين مشكلات فرار مىكند . بنابراين ؛ آن شخص براى اينكه از خودش انسان پاك و پاكدامن بسازد ، براى خودش يك عالم ساختگى و غير طبيعى مىآفريند تا بتواند در آن عالم از خطا فرار كند ، ولى نه به وسيلهء قواى ذاتيش ، بلكه به نيروى اشياء ديگر . در اين صورت او را نمىرسد كه از قهرمانى و شايستگى چيزى به دست آورد كه ديگرى با مواجههء دليرانه با زندگى ، با همهء مشكلاتش و با تمام مسئوليّت و درگيرى و از خودگذشتگى به دست آورده است ، و آن كسى كه تمام نيرويش را به خاطر غلبهء بر سختىها به كار مىبرد . و چنين مىيابيم پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را كه از قرآن كريم الهام گرفته است : « وَ أَنْكِحُوا الْأَيامى مِنْكُمْ وَ الصَّالِحِينَ مِنْ عِبادِكُمْ وَ إِمائِكُمْ » « 2 » ، « وَ لْيَسْتَعْفِفِ الَّذِينَ لا يَجِدُونَ نِكاحاً حَتَّى يُغْنِيَهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ » « 3 » ، و از همان آغاز با صداى بلند خطاب به جوانها ، آنان را سفارش به ازدواج مىكند ؛ با يك شرط ، و آن شرط اين است كه بتوانند به وظايف همسرى عمل كنند . و هرگاه اين مسئوليت را فاقد باشند ، به جوانها توصيه مىكند تا به روزهدارى بمانند يك وسيلهء دفاع در برابر انگيزههاى غريزى روآورند « 4 » : « اى تودهء جوانان ، هركه توان مالى دارد ، بايد ازدواج كند ، كه آن چشم را از نامحرم بهتر مىپوشاند و ناموس را بيشتر حفظ مىكند ، و هركه
--> ( 1 ) - ر ك : احياء العلوم : 2 / 222 . ( 2 ) - نور ( 24 ) آيه 32 : و مردان و زنان بىهمسر را همسر دهيد ، و همچنين غلامان و كنيزان صالح و درستكارانتان را . ( 3 ) - نور ( 24 ) آيه 33 : و آنها كه وسيلهء ازدواج ندارند ، بايد عفّت پيشه كنند تا خداوند آنان را به وسيلهء فضلش بىنياز سازد . ( 4 ) - به عقيدهء من در اين حديث ، قاعدهء راه و رسم رنجپذيرى و شرط مجوّز آن است ، يعنى روشى كه بسيارى از علماى اخلاق مسلمان و ديگران ستودهاند . بنابراين ؛ محروميّت و غلبهاى را كه مدّعيان مهارت اخلاقى غالبا به پيروانشان فرض كردهاند ، بايستى ما در واقع بىهدف باشيم ، بلكه آن وسيلهاى براى مبارزه با بخشى از فطريّات سركش است كه به اعضاى بدن زورگويى مىكنند . و ترديدى نيست كه مراحل اين مبارزه به تبع حالت انسانى گاهى طولانى يا كوتاه است ، ولى همواره اين كار موقّتى است ، نه بيك حالت عادى و دائمى كه عموما بزرگان بر آن سفارش مىكنند .